X
تبلیغات
آزاد

مضر بودن طلا برای سلامتی مردان

پژوهش های علمی از مضر بودن طلا برای سلامتی مردان خبر می دهند.

پژوهش های علمی پزشکی نشان می دهد، طلا بر گلبول های بدن مردان تأثیر می گذارد، درحالی که بر گلبول های زنان تأثیری نمی گذارد.

و این امر به دلیل وجود لایه چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می افتد، این لایه مانع تأثیر اشعه های عنصر طلا بر روی گلبول های قرمزخون می شود.

پژوهش های فراوان علمی دیگر نشان می دهد که اشعه های طلا نقش منفی بر روی هورمون های جنسی مردان دارد درحالی که اشعه های عنصر «نقره» بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارد.

رسول اکرم(ص) قرن ها پیش درباره این موضوع فرمودند: طلا برای مردان امتم حرام و برای زنان امتم حلال است؛ این مطلب میزان اهمیت و فایده احکام اسلامی را ثابت می کند

***********************************************************
ادای بوقت نماز صبح

نتایج یک تحقیق جدید علمی نشان می‌دهد ادای بوقت نماز صبح ، بهترین راه برای پیشگیری و درمان بیماریهای قلبی و تصلب شرائین است.
شماری از متخصصان انجمن پزشکان قلب اردن با اعلام نتایج این تحقیق افزودند: ادای بوقت نماز صبح به درمان بیماری های قلبی و تصلب شرائین کمک می کند. گرفتگی عضله قلب باعث سکته قلبی و تصلب شرائین نیز عامل سکته مغزی است.
نتایج این تحقیق نشان می‌دهد انسانی زمانی که مدت زمان طولانی می‌خوابد تپش قلبش به میزان زیادی کاهش می یابد و به پنجاه تپش در دقیقه می‌رسد.
زمانی که تپش قلب کاهش می یابد گردش خون نیز در عروق و رگها به شدت کند می شود و همین موضوع به رسوب املاح و چربیها در دیواره های عروق و رگها به خصوص در عروق قلب منجر می شود و به انسداد آن می انجامد.
تحقیقات علمی و پزشکی نشان می‌دهد گرفتگی قلب از خطرناکترین بیماریهاست و عامل اصلی بیماری تصلب شرائین و انسداد شاهرگ نیز خواب طولانی مدتی در طول شبانه روز است.
تحقیقات علمی مرکز ملی مطالعات مصر نیز نشان داده است نماز صبح در اول وقت به فعالسازی سلولهای بدن انسان منجر می شود و و نمی گذارد انقسام سلولی به وجود اید . انقسام سلولی به بیماریهای سرطانی منجر می شود .
نماز بموقع صبح همچنین به جلوگیری از سکته های قلبی کمک می کند و فعالیت هرمونهای بدن و گردش خون را تنظیم می کند
***********************************************

ضرر های مشروب و حرام شدن ان در اسلام

مصرف الکل ميتواند موجب بالا رفتن فشار خون، وارد شدن آسيب به عضلات قلب و سيروز و هپاتيت کبدي گردد. الکل ميتواند خطر ابتلا به سرطان دهان، حلق و مري را افزايش داده و باعث آسيب زدن به ديواره معده و روده گردد. آسيب وارده به معده و روده ميتواند در نهايت موجب تضعيف جذب قدرت مواد مغذي توسط بدن شود.

*
الکل يک ماده ادرار آور است و ميتواند سبب کم آبي سلولهاي بدن شود. با دفع ادرار، همراه با آب، ويتامينها و مواد معدني از جمله ويتامينهاي B، C، منيزيم، کلسيم، روي و پتاسيم از بدن خارج ميشوند. با مختل شدن عمل جذب اسيد فوليک، به علت مداخله الکل در سوخت و ساز ويتامينها، از دريافت اين ويتامين توسط بافتهاي بدن جلوگيري ميشود. کمبود ايد فوليک ميتواند موجب کم خوني، سستي و بيحالي و ضعف جسمي و روحي گردد

یکی از اطبا معروف انگلیس می گوید : اشخاصی که مبتلا به امراض کلیه می شوند 5/87درصد آن به واسطه مشروبات الکلی است. مشروبات الکلی میزان ادرار را زیاد کرده و سبب تورم بعضی اعضا چون شکم و پاها و پلک های چشم می گردد.
گردن :
در اثر استعمال الکل و مخصوصا آب جو گاهی پی گردن زیاد و محتاج به عمل جراحی میگردد.

طبق تحقیقات در انگلستان دانشمندانبه این نتیجه رسیده اند که تقریبا 95 درصد از دیوانگی افراد جامعه در انگلیس به علت اعتیاد به الکل است. (البته ذکر این نکته به جاست که در دین مبین اسلام حتی خوردن یک جرعه شراب هم حرام میباشد)
اما رضا (علیه السلام)فرمودند : خدای عزوجل شراب را حرام فرمود : زیرا شراب تباهی می آورد، عقل شرابخواران را دگر گون می سازد و آنان را به انکار خداوند عزوجل و دروغ و تهمت بستن به او و پیامبرش وا می دارد و دیگر اعمالی چون تبهکاری و قتل که از شرابخواران سر می زند

- امراض دستگاه تنفس
الکل از بزرگترین علل ابتلاى بهمرض سل ، مى باشد ریه ها در اثر الکل تورم یافته ؛ لکه هاى بنفش یا سفیدى روى آنها ظاهر مى گردد، و لخته هاى خون در خلط شرابخوار ظاهر میشود که نتیجه خرابى ریه است ،شرابخوار هر صبح در رختخواب مدتى سرفه مى کند خود مى اندازد و گاهى لخته هاى خون یاصفراء به حال تهوع از دهانش بیرون مى آید و بدون استثنا در اشخاص الکلى عمل تنفس سخت و پر زحمت است

گوشت خوک

گوشت خوک باعث بروز انواع بیماری‌ها در انسان می‌شود که یکی از علت‌های آن وجود نوعی کرم به تنیا سولیوم در گوشت خوک
وجود دارد و از میکروب های پرده داری است که به حرارت جوشیدن از بین نمی رود و با هضم معده پرده از بین رفته و میکروب آزاد می شود و تولید مرض می کند،در امور جنسی نیز خیلی بی بند و بار است.گویا دارای مرض «سادیسم»(1)می باشد،و غالباً خوک های نر بعد از این که از ماده ی خود استفاده کردند،آنها را به پیش سایر خوک های نر می برند،و از استفاده ی جنسی سایر خوک ها احساس لذّت می کنن

نجس بودن سگ

. هاری یک بیماری ویروسی فوق العاده کشنده است که موجب عفونت مرکز دستگاه عصبی می گردد. تمامی حیوانات خونگرم ممکن است به آن دچار شوند و به وسیله ی گاز گرفتن توسط حیوانات هار بیماری انتقال می یابد.سگ هار به طرز خطرناکی حالت تهاجمی به خود گرفته، تمایل شدیدی به گاز گرفتگی اشیاء، حیوانات و انسان، از جمله صاحب خود نشان می دهد و اغلب خود را نیز گاز گرفته و زخم های شدیدی در بدن ایجاد می نماید. سگ هار تمایل به ترک محل سکونت داشته و به سگ ها و حیوانات دیگر حمله می نماید. در مرحله آخر بیماری، تشنجات عمومی متداول می باشد.اهمیت هاری از نظر بهداشت عمومی بر اساس تعداد موارد بیماری نبوده بلکه در رابطه با مرگ و میر شدید ناشی از بیماری که عملاَ 100 درصد بیماران را در بر می گیرد، می باشد و نیز برخورد فکری و احساسی، رنج و اضطراب افراد گاز گرفته شده در ترس از ابتلا به بیماری نیز، خالی از اهمیت نیست، همچنین، خسارت اقتصادی ناشی از صرف مدت زمان و طول درمان ضد هاری را شامل می گردد.گاز گرفته شدن توسط حیواناتی مانند گربه، خفاش، موش، گرگ و راکون هار نیز می ‌تواند منجر به هاری شود. به ‌هر حال اگر انسانی توسط حیوانی مشکوک گزیده شد، باید بلافاصله از سرم ضد هاری استفاده شود. تزریق به‌ موقع این سرم می ‌تواند از مرگ فرد جلوگیری کند.
لیشمانیوز جلدی
لیشمانیوز جلدی یا سالک یک بیماری پوستی طولانی ‌مدت و بدون درد و تب، قابل انتقال بین انسان و تعدادی از حیوانات از جمله جوندگان و سگ است. هنگام خونخواری پشه ‌ی خاکی از زخم ‌های سالک در جوندگان و سگ، انگل بیماری وارد بدن پشه‌ ی خاکی می ‌شود و با نیش پشه ‌ی آلوده، بیماری به انسان منتقل می ‌شود. این بیماری در آغاز به صورت یک برجستگی کوچک است که به تدریج بزرگ شده و به صورت زخم در می آید و احتمال دارد که زخم ها خود به خود ظرف چند هفته تا چند ماه و گاهی یک سال و یا بیشتر بهبود یابند. ممکن است ضایعات منفرد یا متعدد بوده و گاهی بدون زخم و به ندرت منتشر شود. در برخی افراد عود بیماری پس از بهبود به صورت زخم و یا برجستگی کوچک در محل زخم قبلی خوب شده، ظاهر می شود.

چطور پيامبري که امي و درس نخوانده بوده در 1400 سال پيش در بيابان هاي سوزان عربستان که عرب جاهل بدنبال زنده بگور کردن دخترانشان و جنگ وغارت وخونريزي و.. بودند توانسته انچنين دستور غذايي اي رو بيان کند . که امروزه بشريت با پيشرفت ها و دستگاه ها و تکنولوژي امروزبه اين اطلاعات رسيده است (حتي نابغه ترين نوع انسان هم نميتواند بدون دستگاه هاي امروزي اين موارد را بيان کند) .احتمال آنکه انساني يا هر گونه منبع مادي توانسته باشد اين چنين مطالبي را در 1400سال پيش بگويد صفر است .جز آنکه به منبع غيب متصل باشد. پس چيزي را جز وجود ذات اقدس اله اثبات نمي کند..کمي فکر کن.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}



تاريخ : شنبه دوم شهریور 1392 | 12:41 | نویسنده : وحید |
050613094459.jpg

060113085622.jpg

060113084431.jpg

050613105459.jpg



050613094459.jpg




تاريخ : سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 | 18:39 | نویسنده : وحید |

زندگينامه دكتر محمود حسابي

محمود حسابي در سال ۱۲۸۱ شمسي در تهران به دنيا آمد وي ۴ ساله بود که پدرش معزالسلطنه سفير ايران در لبنان شد و به بيروت رفتند.يک سال بعد پدرش به ايران بازگشت و ازدواج کرد و دستور داد که همسرش گوهرشاد و بچه‌هايش را از سفارت بيرون کنند.بعد از آن محمود ، محمد و مادرشان با فقر زندگي کردند.

محمود از مادرش ني زدن را ياد گرفت و به کمک او قرآن و ديوان حافظ را حفظ کرد و گلستان و بوستان ، شاهنامه ، مثنوي مولوي و امثالهم را نيز آموخت.

محمود تحصيلات ابتدائي خود را در سن هفت سالگي در مدرسه فرانسوي هاي بيروت آغاز كرد . شروع دوره دبيرستان او همزمان با آغاز جنگ جهاني اول بود و به دليل تعطيل شدن مدرسه فرانسوي زبان بيروت به مدت دو سال در منزل به تحصيل پرداخت . پس از آن براي ادامه تحصيل وارد كالـج امريكائي بيروت شد.

در سن ۱۷ سالگي ليسانس ادبيات عرب ، در ۱۹ سالگي ليسانس بيولوژي و بعد از آن مدرک مهندسي راه و ساختمان گرفت تا از اين راه به اقتصاد خانواده کمک کند. همزمان با شغل نقشه‌ کشي در رشته‌هاي پزشکي ، رياضيات و ستاره‌شناسي از دانشگاه آمريکايي بيروت فارغ‌التحصيل شد.

شرکت راهسازي کارفرمايش او را براي ادامه تحصيل به فرانسه فرستاد و او از دانشکده‌ي برق پاريس مدرک گرفت. همزمان با تحصيل در رشته‌ي معدن در مدرسه‌ي عالي معدن پاريس در راه‌آهن برقي فرانسه مشغول به کار شد و سرانجام به رشته‌ي فيزيک دانشگاه سوربن فرانسه رفت.در ۲۵ سالگي دانشنامه دکتراي فيزيک خود را به خاطر رساله‌ي حساسيت سلولهاي فتوالکتريک با درجه‌ي ممتاز گرفت ، و دو نشان از عالي‌ترين نشانهاي علمي فرانسه را دريافت کرد. وقتي که دکتر حسابي نظريه‌ي بي‌نهايت بودن ذرات را ارائه کرد ، دانشمندان فرانسوي از درک آن عاجز ماندند و به او گفتند به محضر اينشتاين برود. او براي شاگردي اينشتاين به همراه پنج هزار نفر ديگر در امتحاني شرکت کرد و جزء پنج نفر اول قرار گرفت. پس از مدتي او در کرسي اينشتاين شروع به تدريس کرد ، او ناگهان متوجه شد که دست در سفره‌ي آمريکايي‌ها دارد ناگهان غيرت ملي‌اش بيدار شد و به ايران بازگشت و در ايران ۶ ماه بيکار بود تا به کمک يکي از اقوام در وزارت راه استخدام شد. او در مباحثات همواره به آيات قرآن و روايات به عنوان شواهد و دلايل محكم استناد مي‌كرد.

استاد اعتقاد داشت كه طبيعت تحت آهنگ موزون و عرفاني خود درحال نيايش است و همچنين «تئوري بي‌نهايت بودن ذرات» را با وحدت وجود مرتبط مي‌دانست. وي مي‌گفت: «شايد بيست شاگرد ممتاز درس بخوانند و فارغ التحصيل شوند ولي كسي كه ديد و نظر جديدي دارد، بايد تقوا نيز داشته باشد؛ چنين افرادي نسبت به ديگران برتري دارند.»

ايشان حتي به هنگام انتخاب همسر، (با وجود پيشنهادهاي بسيار از سوي خانواده‌هاي سرشناس و به اصطلاح متجدد آن روز) دختري از خانوادة روحاني حائري را برگزيدند. وي فرزندان خود را از كودكي ملزم به فراگيري و انجام فرايض ديني مي‌نمود ونيز آنان را به تلاوت آيات با لهجه‌ي صحيح عربي و درك كامل معاني تشويق مي‌كرد.

 

در زمان ادارة اولين بيمارستان خصوصي در ايران (بيمارستان گوهرشاد، سال 1312ش) با وجود جوً حاكم، كاركنان خانم ملزم به رعايت كامل حجاب بودند و اين نشاني از پايبندي استاد به مباني و اصول اعتقادي بود.

کتاب‌خانه شخصي پروفسور حسابي شامل 27400 جلد كتاب در زمينه‌هاي گوناگون ادبي، پزشكي، رياضي، زيست‌ شناسي، ستاره‌ شناسي، فلسفي، فيزيكي، مذهبي و مهندسي (الكترونيك، برق، راه و ساختمان، شيمي، مكانيك) است؛ همچنين چندين دايره‌المعارف مانند لاروس، بريتانيكا، بورداس، امريكانا و كتبي در مورد مجسمه‌ها، نقاشي‌ها و موزه‌هاي معروف جهان نيز در آن يافت مي‌شود. پروفسور حسابي مشترك روزنامه‌ها و مجلات معتبري چون نيوزويك، اشپيگل، لوپوان، ساينتيفيك امريكن، فيزيكس تودي، فيزيكس ورد، مجله مركز علمي سزن سويس، نشرية آكادمي علوم امريكا و نشرية آكادمي علوم نيويورك و ... بود. استاد به موسيقي اصيل ايراني علاقه بسيار داشت و مي‌گفت:« موسيقي ايراني يك طرز فكر است، يك فلسفه است و بيان يك آرزوست.» وي به كمك شاگردان خود در دانشكده علوم، مانند دكتر بركشلي به تعيين نت‌ها و اندازه‌گيري دقيق فواصل گام‌هاي موسيقي ايراني پرداخت و به ياري دكتر ناجي با تغيير شكل كاسه تار اين ساز قديمي ايران ايران را اصلاح كرد تا با نت‌هاي مختلف زير و بم خنيدداشته باشد. استاد موسيقي كلاسيك غرب را به‌خوبي مي‌شناخت و در نواختن ويولن و پيانو مهارت داشت، تا آن جا كه برندة جايزه اول مدرسه موسيقي (كنسرواتوار) پاريس، در سال 1306ش(1927م) شد. در ميان موسيقي‌دانان غربي، بيش از همه به باخ علاقه داشت و معتقد بود:« آن قدر موسيقي باخ قشنگ است كه آدم فكر مي‌كند با خدا حرف مي‌زند.» ايشان موسيقي بتهوون، شوبرت، شوپن، موتسارت و ويوالدي را نيز تحسين مي‌كردند.

ورزش كوهپيمايي و راه‌پيمايي از ورزش‌هاي مورد علاقة استاد بود. وي در دورة نوجواني در رشته شنا، ديپلم نجات غريق دريافت كرد.از ديگر ورزش‌هاي مورد علاقة استاد مي‌توان از فوتبال، دوچرخه سواري، دو استقامت، دشت نوردي و جز اين‌ها نام برد.

زبان‌هايي كه استاد به آن‌ها اشراف داشتند چهار زبان زنده دنيا يعني، فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي تسلط داشت و در مطالعات و مكالمات اين زبان‌ها را به‌كار مي‌برد. همچنين به زبان‌هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، اوستايي، تركي، ايتاليايي اشراف داشت و آن را در تحقيقات علمي خود به ويژه در امر واژه‌گزيني زبان فارسي به كار مي‌برد.

 

استاد به آثار ، نويسندگان و شعرايي چون حافظ، سعدي، فردوسي، مولوي،نظامي، باباطاهر و نيز آندره ژيد، شكسپير، شلي، فالكنر، آناتول فرانس، ولتر، هكسلي، همينگوي، راسل، بودلر، راسين، رامبو، ورلن ... علاقه داشتند .بزرگاني كه استاد با آن‌ها در تماس بودند. پروفسور اينشتين، برگمان، بلاكت، ديراك، شرودينگر، بور، تلر، بورن، فرمي، فون نويمن، گودال، ويتسكر، برتران راسل، آندره ژيد، ... استاد مطهري، علامه محمد تقي جعفري، استاد ابوالقاسم حالت، استاد شيخ الملك(اورنگ)، ... وي نزديك به پنجاه سال در جلسات روزهاي جمعه پذيراي علما، فقها، شعرا، ادبا، اساتيد دانشگاه و حتي مردم عادي بود و هر پانزده روز يك بار، در روزهاي دوشنبه با فارغ‌التحصيلان دانشكده فني دانشگاه تهران ديدار مي‌كرد.

استاد فردي خوش‌رو، فروتن و با وقار بود کم سخن مي‌گفت و بسيار مي‌انديشيد. قناعت و صرفه‌جويي از خصوصيات اخلاقي وي بود و هر چه در اختيارش قرار مي‌گرفت، آن را نعمت الهي مي‌دانست. هيچ‌گاه از تحصيل علم غافل نشد و در طول سي‌و هشت سال پاياني عمر، شبي يك ساعت به فراگيري زبان آلماني مي‌پرداخت. مطالعه و تحقيق بر روي مطالب گوناگون، محاسبات تئوري بي‌نهايت‌ بودن ذرات، گوش‌ دادن به اخبار داخلي و راديوهاي خارجي، باغباني، آهنگري، نجاري ونوآوري‌هاي علمي و صنعتي (در كارگاه كوچك خانه) از سرگرمي‌هاي او بود. به همسر و فرزندان خود عشق مي‌ورزيد و به آن‌ها احترام مي‌گذاشت. با وجود مشغلة بسيار، همواره مي‌كوشيد از هر فرصتي براي تبادل نظر و هم‌نشيني با آن‌ها استفاده كند. هر دو شب دو ساعت را به آموزش مطالب گوناگون و پاسخ‌گويي به پرسش‌هاي درسي فرزندان‌شان و همچنين ساعتي را به آموزش فرزندان همسايگان اختصاص مي داد.

او مجلس را وادار به تصويب طرح تاسيس دانشگاه تهران کرد(سال ۱۳۱۳) در دولت ، مصدق وزير فرهنگ بود و همان وقت اولين مدرسه‌ي عشايري ايران را تاسيس کرد. بعد از انقلاب خانه‌اش را در بانک گرو گذاشت تا در خانه ، آزمايشگاهي تاسيس کند. در حال حاضر در خانه‌ي او (بنياد پروفسور حسابي) بيش از ۱۰۰ محقق مشغول به کارند.

در ديار غربت :

بعد از اينکه ما در بيروت بي پناه شديم زندگي سختي را پشت سرگذاشتيم بايدکجا مي رفتيم آن هم در کشور قريب که هيچ کس را نمي شناختيم . تمام اثاثيه ما را پشت ديوار سفارت ريخته بودند و من و برادرم و مادرم کنار اثاثيه نشسته بوديم و بايد واقعيت را قبول مي کرديم . از ته دل به خدا پناه آورديم و چيزي از درون به ما مي گفت که خدا به فريادمان خواهد رسيد . همان که گفته شد قنسولگري ايران در بيروت مستخدمي داشت به اسم حاج علي که همشهري ما بود وقتي ما را با آن حال و روز ديد علي رغم خطراتي که براي ايشان داشت ما را به خانه خودش برد و با احترام بسيار زيادي از ما استقبال کردند و ما ساکن اتاق سرايدار قنسولگري بوديم و بايد حرفها و نگاه هاي اعضاي سفارت خانه و خانواده آنها را که خرد کننده بود گوش مي داديم خوب چاره اي نبود چه مي شود کرد؟ با اين حال سختي هاي بسيار زيادي را متحمل شديم و در حالي که با کمک حاج علي زندگي را مي چرخانديم گاهي هم مادر از جواهرات خود استفاده مي کرد.

اما يک روز که ما مشغول بازي بوديم ناگهان صداي جيغ مادر بلند شد و همگي ما را به داخل اتاق کشانيد با جسم بي جان مادر رو به رو شديم مادر را به کمک حاج علي و دخترش به پزشک محلي برديم و دکتر بعد از معالجه گفتند که او سکته کرده و از گردن به پايين فلج است دنيايي از غم سراسر وجودم را فرا گرفت و با خود گفتم مادر به خاطر من و برادرم سکته کرد وقتي ديد که ديگر هزينه اي برايمان نمانده است.

 

خاطرات کودکي دکتر محمود حسابي :

بايد از زماني شروع کنم که پنج ساله بودم و خانه ما در ميدان شاهپور تهران بود . آخر بازارچه قوام الدوله کوچه پاييني کليساي ارمنه قرار داشت. خاطرات بسياري از خانه محل تولدم دارم هنوز هم وقتي که پايم روي سنگ ريزهاي کنار باغچه اي قرار مي گيرد به ياد آن خانه مي افتم . من و برادرم براي پدر و مادرم خيلي عزيز بوديم و آنها آرزوي هاي زيادي براي ما داشتند يادم مي آيدکه غلام سياه خانه مان يعني نوروز پناهگاهي جزء مادرم نداشت .

به ياد مي آورم که چهار سال داشتم و روي پله ها روبه روي حوض با خانم نشسته بوديم خانم برايم تعريف مي کردند که چند ماهي نمي گذشت که مرا به دنيا آورده بودند مرا در بغل گرفته بودند و برادرم در بغل و دامان حاجيه طوبا خانم مادر بزرگم بود.

مرحوم آقاي نظرالسلطان عسگري که نوه دايي مادرمان مي شدند و از افراد سرشناس فاميل بودند و ضمنا مقام والايي در دادگستري داشتند به خانه ما آمده بودند تا ما را ببيند اول برادرم محمد را بغل گرفت و درباره آينده او گفت: من حدس مي زنم محمد وقتي بزرگ شود درس بخواند و طبيب بشود فکر و طبعش هم طوري است که ثروت زيادي گرد مي آورد ، بعد نصرالسلطان مرا در آغوش مي گيرد و مدت طولاني اي در چشمانم نگاه مي کند و بعد مي گويد اين پسر عجيب است عجيب !

محمود آدم فوق العاده اي خواهد شد ، او جامع العلوم خواهد شد او دانشمند مي شود و افراد بسياري از او سود خواهند برد نام او جاودان خواهدشد اما با اين حال مال منال چنداني نخواهد آورد.

پدرم مي گفتند: وقتي طي سالهاي بعد از سوي مادرم اين حرفها را مي شنيدم فکر مي کردم براي دلخوشي ما و جبران ناراحتي هاي من اين حرفها را مي گويند ، اگر اين حدس من درباره حرفهاي مادرم درست نباشد بايد بگويم: دست کم آقاي نصرالسلطان هرگز سختي ها و ناراحتي هايي را که من بايد در سالهاي بعد با آن دست پنجه نرم کنم نمي دانست.

از لحن بيان پدرم معلوم بود که خيلي راضي نيستند درباره دوران کودکي شان حرف بزنند و باز هم مشخص بود که برخي از قسمت ها را که مربوط به دوران کودکي شان مي شد برايم بيان نمي کنند اما ظاهرا به خاطر خواهش و درخواست من پذيرفته بودند.

پدر ادامه داد: بگذار قصه کودکي ام را از زماني شروع کنم که به بغداد رفتيم : جد شما يعني پدر بزرگ من آقاي معزالسلطان اسم کوچکشان علي بود و ملقب به حاج يمين الملک از افراد سرشناس و برجسته هيئت وزيران بود. يک روز به خانه ما آمد از اين تعجب کرديم که چرا صبح به اين زودي نزد ما آمده است پدرم يعني آقاي عباس حسابي ملقب به معزالسلطنه از آن جايي که ايشان را نزد خود فرا نخوانده بود حدس زد که بايد مسئله مهمي در ميان باشد. پدر بزرگ به پدرم گفت : که بايد به عنوان قنسول يا به اصطلاح به عنوان نماينده دولت به شامات بروي . شامات آن موقع شامل سوريه و لبنان فعلي مي شد و همه تحت سلطه ترک هاي عثماني بود و مرکز اين سرزمين ها آن موقع بيروت محسوب مي شد.

من و برادرم هرگز نمي دانستيم که اين سفر بيش از يک سال به طول مي انجامد. آن زمان وسيله سفر درشکه ، کجاوه ، اسب و قاطر بود.

بعد از چند روز سفرمان آغاز شد از تهران به شاه عبدالعظيم و از آنجا به قم و کرمانشاه سفر کرديم و از کرمانشاه به طرف کربلا و نجف و بغداد و دمشق حرکت کرديم و از آنجا عازم بيروت شديم. سه ماه در بغداد و کربلا مانديم بعد از اين مدت به طرف دمشق حرکت کرديم و چهارماه هم در آنجا مانديم بعد از اين که پدرم گزارش هايي براي دولت نوشت به سمت بيروت حرکت کرديم.

بيروت شهري زيبا و خاطره انگيز بود خانه سفير در بيروت ، خانه بزرگ و مجللي بود و شادي هاي کودکانه در سال نخست اقامت مان در بيروت برايمان بسيار بود.

مادرم زني قانع و فداکار بودند و اصلا تمايلات مادي و ثروت اندوزي نداشتند اما بر عکس پدرم ، پدر مدام در حال حساب و کتاب بود اين املاک اش در ايران چه وضعي دارد ؟ يا اين که از دولت چه سمتي بگيرد که بهتر باشد؟ مدام براي کسب پست هاي بالاتر با تهران مکاتبه مي کرد و همين کار ها باعث مي شود مادرم ناراحت بشوند اما مادر زني نبودند که به روي خودشان بياورند. بعد از مدتي پدر تصميم خودش را گرفت تا براي به دست آوردن خواسته هاي مادي و کسب قدرت به ايران باز گردد و من و برادرم را به يک مدرسه شبانه روزي در بيروت بسپارد زيرا بيروت به اروپا نزديکتر بود و مدارسش به مراتب بهتر و پيشرفته تر از تهران بود . همچنين براي نگهداري از ما دايه هايي را در نظر گرفته بود و مي خواست با مادر به ايران باز گردد وقتي ما هم از تصميم با خبر شديم چيزي نمانده بود که از غصه دق مرگ بشويم مگر مي شود که ما غريب و تنها به دور از پدر و مادر آن هم در شهري به آن بزرگي تنها باشيم باور کردنش مشکل بود آيا فقط به بهانه تحصيل من و برادرم پدر مي توانست ما را بي خانواده و بي تکيه گاه رهاکند؟اما خداوند مادري مهربان و با گذشت به ما عطا کرده بود ، مادر تصميم گرفتند که پيش ما بماند و همراه پدر نروند و گفتند من مي خواهم خودم فرزندانم را بزرگ کنم نه دايه ها . پدر براي کسب لذايذ دنيا تصميم خود را گرفته بود او يک باره و در کمال خونسردي ما و مادرم را در بيروت گذاشت و راهي تهران شد. از آن پس پدرم هزينه زندگي ما را هر چند ماه يک بار مرتب به سفارت بيروت مي فرستاد و ما از اين بابت مشکلي نداشتيم.

 

حدود يکسال از سفر پدرم به شهر تفرش مي گذشت يک روز عصر پيشکار پدرم که اوامر او را اجرا مي کرد و مردي خشن و بسيار سرد بود و خيلي با پدرم هم خلق و خو بود به منزل ما آمد و در خانه را زد ، وقتي در را باز کردم گفت: با خانم جناب قنسول مي خواهم صحبت کنم من به مادر خبر دادم و مادرم بعد از تعويض لباس به داخل سرسراي جلوي عمارت آمدند و به من اشاره کردند که پيشکار را راهنمايي کنم . مادر کنار ميز بلند داخل سرسرا ايستادندتا پيشکار هم مجبور شود بايستد ، مادر نکات دقيق و ظريفي را رعايت مي کردند ، من در صورت پيشکار يک نوع شيطنت کينه و خشونت مي ديدم و در صورت مادرم نوعي نگراني را احساس مي کردم البته رفتار با صلاحت و جدي و مطمئن مادرم باعث شده بود پيشکار جرات بيان خواسته اش را از دست بدهد پيشکار من و من مي کرد تا مادر به او گفتند : حرف تان را بزنيد چرا اين دست و آن دست مي کنيد؟ اي کا ش لال مي شد و هيچ وقت پيغام پدر را به ما نمي رساند ولي اين طور نبود و او لب به سخن گشود و گفت که پدر ديگر هزينه اي براي گذراندن زندگي به ما پرداخت نمي کنند و خواسته بود که هرچه زودتر ما آنجا را ترک کنيم مادر که حسابي جا خورده بودند با حيرت و تعجب پرسيدند حتما جاي ديگري را براي ما در نظر گرفته اند چرا درست سخن نمي گوييد ، پيشکار با لحني بي اعتنا و خونسرد ادامه داد که آقا دستور داده اند ظرف يک هفته بايد خانه را تخليه کنيد در عين ناباوري مادر از پيشکار در خواست نامه اي که از سوي پدر آورده بودند را کردند و نامه را خواندند و حقيقت داشت ، مادر را وحشتي عميق در آغوش گرفت .

آقاي معز السلطنه به تهران مي آيد تا ثروتي بيشتر گرد آورد و از آنجايي که خانواده خود را در بيروت رها کرده با خانمي به اسم همدم الدوله از خانواده سلطنتي قاجار بود آشنا مي شود و با او ازدواج مي کند با اين کار معزالسلطنه شاه مي شود و موقعيت بسيار خوبي براي شرکت در مهمانيها ي دربار است .

معزالسلطنه بعداز چند ماهي از خانم جديد خود مي خواهد که با شاه صحبت کند تا مقام بالاتري را تصاحب کند.متاسفانه شرط خانم همدم الدوله رها کردن زن و فرزندان و قطع خرجي و اخراج آنها از سفارت بود تا همسر اول و فرزندانش را از بين ببرد. از انجا يي که معزالسلطنه حاضر بود براي کسب موقعيت و مقام بالا دست به هر کاري بزند بنابراين شرط زن دوم خود زا پذيرفت و دست به کار شد. حال اين که آقاي حاج يمين الملک که آن روز ها وزير دارايي بود مي توانست به ما کمک کند اما ما هر چه نامه نوشتيم به دستور خانم همدم الدوله نامه ها به دست پدر بزرگ نمي رسيد حتي پدر بزرگ مستمري که جداگانه براي ما در نظر گرفته بودند اما پدرم مستمري را هر ماهه دريافت مي کرد. واقعا عجيب است؟به قول پدرم اگر انسان بخواهد کسي را اذيت کند هيچ موجود ديگري به پايش نمي رسد.

 سيسه پدر براي نابودي خانواده :

روزگار به همين منوال گذشت تا اين که ما 9 ساله شديم يک روز پدرم پيش ما آمدند چون همسر دوم پدر از زنده بودن ما آگاه شده بود و همين مساله باعث نگراني او شده بود وبه پدر دستور داده شده بود که به بيروت بيايد و مادر را با خود سوار کشتي کنند و من و برادرم را به بهانه تحصيل در بيروت بگذارند از آنجايي که مادر نگران آينده ما بود پيشنهاد پدر را پذيرفتند و همراه پدر راهي شدند ما خيلي نگران بوديم چراکه ماجرا طبيعي پيش نمي رفت ديري نگذشت که فهميديم همه اين ماجراها دسيسه اي بيش نبوده و معزالسلطنه براي نابودي ما به بيروت آمده است وقتي که ما در تهران بوديم غلامي داشتيم به اسم نوروز که او هم همراه پدر بود وقتي که از ماجرا باخبر مي شود نزد مادرم مي روند و همه چيز را به مادر مي گويند و از ايشان مي خواهند که هرچه زودتر خود را ازاين دسيسه شوم نجات دهد .

مادر وقتي که از ماجرا با خبر مي شود دست به کار مي شود و سرش را به لبه تيز و آهني ستون کشتي که از پشت به آن تکيه داده بود به شدت هر چه تمامتر مي کوبند که بر اثر اين ضربه سرشان شکاف عميقي بر مي دارد به طوري که زمين کشتي پر از خون مي شود به معزالسلطنه خبر مي رسانند او هم به محض ديدن صحنه مادر را به بيرون از کشتي مي برند و همان جا رهايش مي کنند به خيال اينکه از خون ريزي شديد جان سالم به در نخواهد برد اما به خواست خدا مادر زنده مي ماند و با اين فداکاري و تن افليج خود و ايمان راسخ نزد من و برادرم باز مي گردد و معزالسلطنه دست خالي به ايران مي رود.

فاجعه بعدي مربوط به 14 - 15 سالگي من و برادرم مي شود که همسر دوم پدرم باز از سلامتي ما مطلع مي شود و باز پدر را به قصد نابودي ما به بيروت مي فرستد که با دلسوزيهاي حاج علي، باز نجات پيدا کرده و براي آنکه پدر بار ديگر مزاحم ما نشود به جنوب بيروت شبانه اثاث کشي کرديم به طوري که جزء حاج علي کسي از ما خبرنداشت . بله زندگي گاهي خيلي سخت و غير قابل تحمل مي شود انگليسي ها در هنگام سختي ها و تصميم براي انجام دادن کاري به بچه هايشان مي گويند : که تا جايي که مي تواني ببيني و مي تواني بايستي مقاومت کن . من تقريبا اين کار را از کودکي ام آموختم.

در آن دوران مهمترين مساله اين بود که مادري حامي ، معتقد ، متدين و سخت کوش داشتيم با اينکه سکته کرده بود و افليج بود و بيشتر وقتها در بستر بيماري به سر مي بردند اما هيچ گاه نااميد نمي شد و لحظه اي از تربيت و آموزش ما غافل نمي شدند و همين باعث اميدواري و شادي ما مي شد. کار به جايي رسيده بود که ديگر پولي برايمان باقي نمانده بود و چيزي هم براي خوردن نداشتيم من و برادرم ليفه خرما را مي کنديم و با شمع مي تابانديم تا بند کفش درست کنيم و به مغازهاي بيروت سري مي زديم تا هرکس که باري يا کالايي دارد برايش جابجا کنيم تا بتوانيم خرج داروهاي مادر را در آوريم.

در آن هنگام قند پيدا نمي شد و ما از ميوه هاي شيرين ((خروب)) استفاده مي کرديم و مقدار زيادي جمع آوري مي کرديم و نصف آن را خشک مي کرديم براي زمستان هرچند که اين ميوه وقتي خشک مي شد خيلي جويدنش سخت بود اما ما خوشحال بوديم و چاره اي نداشتيم.

من با تلاش زياد توانستم ديپلم نجات غريق را بگيرم پس تابستانها به 20 بچه هم قد خودم آموزش مي دادم شنا در سواحل مديترانه آن هم در عمق زياد کار بسيار دشواري بود ديگر روزها همين طور مي گذشت تا زماني که کار داشتيم اوضاع بد نبود اما وقتي بيکار مي شديم شبها من و برادرم داخل کوچه ها راه مي افتاديم و نان خشک جمع مي کرديم آنها را مي شستيم و روي پارچه اي خشک مي کرديم و بعد استفاده مي کرديم با اين حال هيچ گاه به ياد نمي آورم که مادر لب به شکوه و نا رضايتي باز کنند هيچ وقت غصه بي پولي را نمي خوردند تنها نگراني او از بابت درس ما بود که او را عذابي دشوار و سخت بود. اين بود که مادر تصميم گرفت راز دل را با حاج علي در ميان بگذارد با اين که مي دانستند او درگير مسائل خود است ولي چاره اي نبود پس از حاج علي خواهش کرد تا مدرسه رايگان و يا با هزينه کم براي ما پيدا کند و او هم پذيرفت به هر حال هيچ مدرسه اي جزء مدرسه روحانيون رايگان نبود و ما مجبور بوديم که براي درس خواندن نزد کشيش هاي فرانسوي بيروت برويم با نگراني هايي که از جانب مادر با آن حال شان داشتيم پذيرفتيم و فکر کرديم که اين کار باعث خوشحالي بي اندازه مادر مي شود . نگراني من از بابت مادر خيلي بيشتر از اين ها بود چون بايد 6 شبانه روز آنجا باشيم و فقط يک شب اجازه داشتيم که کنار مادر باشيم.

 

مدرسه روحانيون :

فکر مادر لحظه اي مرا آرام نمي گذاشت بالاخره تصميم گرفتم که موضوع را با حاج علي در ميان بگذارم و در واقع از او کمک بخواهم ، او نيز گفت که من حاضرم به شما کمک کنم من و دخترم از مادرتان مواظبت خواهيم کرد شما به درستان برسيد.

ما را به خوابگاه بردند و لباس همراه با تختخواب و خلاصه از ظرف غذا تا وسايل بهداشتي به مادادند ، شبهاي آنجا خيلي سخت بود مخصوصا که هميشه به تختهاي خواب سکري مي کشيدند و صداي قدمهايشان لالايي وحشتناکي بود که ما را به خواب مي برد از وضع موجود راضي نبوديم ولي تحمل مي کرديم اما کاسه صبرم تمام شد و موضوع را با مادر در ميان گذاشتم و از درس دادن آنها گفتم و اينکه آنها از مسلمان بودن ما ناراضي اند وبه نحوي مي خواهند ما نيز چون بچه هايشان مسيحي فرانسوي بشويم ، بنابراين به ما خيلي سخت مي گريند و مادر هم از ترس اينکه مبادا به بچه هايش مسيحي فرانسويي بشوند در غياب ما در طول يک سال آنقدر به حاج علي التماس کردند تا بالاخره حاج علي قول داد تا جايي بهتر براي ما پيداکند با همه سختي ها و پيشامدها توانسته بود تقاضاي بازرسي کند تا ما بتوانيم اجازه اي گرفته و شبها پيش مادر نازنينمان بخوابيم . در 19 سالگي ليسانس بيولوژي گرفتم و در همان آزمايشگاه مشغول کار شدم از بخت بد اين کار هيچ در آمدي نداشت چون در آن زمان کسي به آزمايشگاه اعتقادي نداشت ، من بايد خرج خانواده ام را مي دادم ، بيکاري براي من مشکل بود تا اينکه يک روز در يکي از رستورانها ي سنتي بيروت با دکتر فرانسوي آشنا شدم و او به من توصيه کرد که رشته اي بخوانم که بتوانم براي خارجي ها کار کنم و گفت بهتر است در شرکتهاي پيمان کاري کار کنم ، اين پيشنهاد بهترين پيشنهاد بود. حدود 22 ساله بودم که از دانشگاه امريکايي بيروت مدرک مهندسي راه و ساختمان گرفتم و در يک شرکت فرانسوي کار پيدا کردم اين کار هم با سختي هاي بسياري همراه بود اين شرکت کنترات راهسازي مرز سوريه و لبنان را به عهده داشت و مسيري خطرناک و غير قابل عبور و در مسيري در ارتفاعي به نام حما ساخته مي شود ماهي نمي شد که دکه کارگري از ارتفاعات پرت نشود .

کارگرها شبها پايين ارتفاع مي خوابيدند و من تنها آن بالا مي ماندم ، شب از صداي شغالها و گرگها خوابم نمي برد و گاهي موشها ي صحرايي و از همه بدتر مالاريا بود که گريبان گير من شد و مرا مبتلا کرد ديگر از همه چيز و همه کس قطع اميد کرده و خودم را براي مرگ آماده کرده بودم که پزشک فرانسوي با مقداري گنه گنه (کنين ) از بيروت رسيد و همان قرصها به خواست خدا مرا از مرگ نجات داد. و دوباره کارم را در ارتفاع حما شروع کردم . حالا ديگر کارگرها با من نوعي ارتباط عاطفي پيدا کرده بودند و اين باعث مي شود که کارشان را به نحو احسن انجام دهند تا جايي که يک روز مهندس عالي رتبه فرانسوي با تعجب گفت فکر نمي کنم تا به حال مردم با هيچ مهندسي به اين خوبي کار کرده باشند گفتم بله ، چون اين کارگرها همه مسلمانند و من هم مسلمان هستم بنابر اين حرفهاي همديگر را خوب مي فهميم و همين باعث مي شود که آنها خوب کار کنند . به هر حال به من پيشنهاد کردند که روي معادن کار کنم ، پس اجازه گرفتم که کارم را فعلا به دفتر مرکزي در بيروت انتقال دهند که آنجا بتوانم درس خود را در رشته مهندسي معدن شروع کنم .

در 25 سالگي مهندسي معدن مي خواندم و در معادن کار مي کردم ، با مردم راحت شده بودم وآنها هم همين طور دروزي ها فقط به خاطر من است که اجازه دادند معادنشان استخراج بشود و همين مرا نگران مي کرد که اگر فردايي پايم را از اينجا بيرون بگذارم آنها ديگر هيچ کنترلي به معادنشان نخواهند داشت ، تصميم گرفتم که با رئيس طايفه ( عشيره) دروزي ها ملاقات کنم و موضوع را با او در ميان بگذارم از آنجايي که او با وضع من آشنا بود به حرفهاي من خوب گوش کرد و همان طورکه مي خواستم يکي از پسرها ي با هوش خود را تحت اختيار من گذاشت تا به او زبان فرانسه ياد بدهم ، به خاطر اين پيشنهاد سه شبانه روز برايم جشن گرفتند و اسبي ممتاز و درجه يک عربي به من دادند پسر ريس دروزيها آن قدر باهوش بود که کمتر از يکسال زبان فرانسه را به خوبي آموخت با رياضي و معدن و محاسبات استخراج آشنا شد و همين طور به امور فني حال ديگر او مي توانست بالاي سر فرانسوي ها باشد و جاي مرا بگيرد.

حال ما يکسال است که در فرانسه اقامت داريم يک روز به همراه برادرم در پارک نشسته بوديم که من مرد افليجي را ديدم که سال قبل در همين پارک با او آشنا شده بودم اما او ديگر افليج نبود از پسرش موضوع را پرسيدم و همين امر باعث شد که با برادرم به فکر مادر بيفتيم و به همين اميد ، هر دو رشته حقوق را رها کرديم و در رشته پزشکي تحصيل کرديم روزها را پشت سر گذاشتيم و سخت تلاش کرديم تا اينکه من در طول 4 سال و برادرم طي 6 سال درسمان را تمام کرديم و در بيمارستان دانشگاه پاريس مشغول به کار شدم اما حوصله ام سر رفت در حالي که چشمانم هم خيلي ضعيف شده بود تصميم گرفتم که رشته تحصيلي خود را عوض کنم و چيزي انتخاب کنم که مثل پزشکي بدون فرمول نباشد و آدم را کمي اذيت کند.

 

اقدامات دکتر محمود حسابي :

از جمله اقدامات ارزشمند استاد براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

- تأسيس مدرسه مهندسي وزارت راه و تدريس در آنجا (1306 هـ. ش)

- نقشه برداري و رسم اولين نقشه مدرن راه ساحلي سراسري ميان بنادر خليج فارس، تأسيس ارالمعلمين عالي و تدريس در آنجا (1307 هـ. ش)

- ساخت اولين راديو در كشور (1307 هـ . ش)

- تأسيس دانشسراي عالي و تدريس در آنجا (1308 هـ. ش)

- ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران (1310 هـ. ش)

- نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران (1310 هـ. ش)

- تعيين ساعت ايران (1311 هـ. ش)

- تأسيس بيمارستان خصوصي (گوهرشاد) به نام مادرشان (1312 هـ.ش)

- تدوين قانون و پيشنهاد تأسيس دانشگاه تهران و تأسيس دانشكده فني (1313 هـ.ش) و رياست آن

دانشكده و تدريس در آنجا (1315 هـ. ش)

- تأسيس دانشكده علوم و رياست آن دانشكده از (1321 تا 1327 و از 1330تا 1336هجري شمسي) و تدريس درگروه فيزيك آن دانشكده تا آخرين روزهاي حيات،

- تأسيس مركز عدسي سازي- ديدگاني- اپتيك كاربردي دردانشكده علوم دانشگاه تهران،

- مأموريت خلع يد ازشركت نفت انگليس در دولت دكتر مصدق و اولين رييس هيئت مديره و مديرعامل شركت ملي نفت ايران،

- وزير فرهنگ دردولت دكترمصدق(1330هجري شمسي)

- پايه گذاري مدارس عشايري و تأسيس اولين مدرسه عشايري ايران (1330هجري شمسي)

- مخالفت با طرح قرارداد ننگين كنسرسيوم و كاپيتولاسيون درمجلس،

- مخالفت با قرارداد دولت ايران درعضويت سنتو«باكت بغداد» درمجلس،

- تأسيس اولين رصدخانه نوين درايران، تأسيس اولين مركز مدرن تعقيب ماهواره ها درشيراز (1335هجري شمسي)

- پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان (1338هجري شمسي)

- تدوين قانون استاندارد و تأسيس مؤسسه استاندارد ايران (1333هجري شمسي) ژئوفيزيك دانشگاه تهران (1330هجري شمسي)،

- استاد ممتازدانشگاه تهران (ازسال1350هجري شمسي)،

- پايه گذاري مركز تحقيقات و راكتور اتمي دانشگاه تهران و تأسيس سازمان انرژي اتمي و عضو هيئت دائمي كميته بين المللي هسته اي(1330 - 1349هجري شمسي)

- تشكيل و رياست كميته پژوهشي فضاي ايران و عضو دائمي كميته بين المللي فضا (1360هجري شمسي)

- تاسيس انجمن موسيقي ايران، مؤسس و عضو پيوسته فرهنگستان زبان ايران(1349هجري شمسي) تا آخرين روزهاي فعاليت.



برچسب‌ها: دکتر حسابی, حسابی, زندگی نامه

تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 20:31 | نویسنده : وحید |
ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد اول) سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: شیمى، دانشكده: مركز تحقیقات بیوشیمى، دانشگاه: تهرانخلاصه شرح حال تخصصىسوابق تحصیلى:تحصیلات عالى در زمینه شیمى، دكتراى شیمى- فیزیك و مهندسى پلیمرها.مرتبه علمى:دانشیار مركز تحقیقات بیوشیمى و بیوفیزیك دانشكده علوم دانشگاه تهران.زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى:استفاده از غشاءهاى پلیمرى در شیرین كردن آبهاى شور، كاربردهاى انرژى خورشید، سوختهاى ضد انفجار هواپیما، تهیه انواع غشاءهاى RO/UF و الگوى ریاضى عملكرد آنها، تهیه غشاءهاى مقاوم در گرما جهت مسافرتهاى فضایى، طراحى، ساخت و راه‏اندازى خط تولید غشاءهاى الیاف میان‏تهى و ساخت دستگاههاى اسمز معكوس براى شیرین كردن آب، تهیه قلم منور براى جبهه‏ها، شناسایى مواد معرف موجود در كاغذهاى MS براى جبهه‏ها، شناسایى مواد پلیمرى سوخت موشك كاتیوشا، تولید اسفنج‏هاى پلیمرى سخت جهت مصارف صنعت نفت، تهیه زیست‏یاب مخصوص عوامل شیمیائى در جبهه، تولید آنزیم استیل كولین استراز، بررسى نیمه صنعتى استفاده از تفاله چاى در تصفیه آبها، طرح جامع تولید نخ بخیه، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 14 پایان‏نامه كارشناسى ارشد و 3 پایان‏نامه دكترا.ابداع:طرح جدید یك استوانه آب شیرین‏كن متكى بر الیاف میان‏تهى، فرمولاسیون فیلم نازك پلیمرى ضد الكتریسیته ساكن جهت مصارف فضایى، ابداع پمپ تزریق دارو بر اساس پدیده الكترواسمز، كشف پدیده فتومكانیكى در فیلم‏هاى نازك پلیمرى، ساخت غشاء پلیمرى جهت تصفیه آب در دماى استریلیزاسیون، كشف ماده موثر در برگ عناب كه مانع چشایى شیرین مى‏شود، تهیه ریز دانه‏هاى آلژنیات (حاصل از جلبكهاى دریایى) براى مصارف بیوتكنولوژى، كشف علت و راه حل جلوگیرى از صدمه به غشاءهاى RO در ابتداى بهره‏بردارى از دستگاههاى آب شیرین‏كن.تألیفاتتعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 4تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى:-زمینه علمى تألیفات:مكانیك سیالات كاربردى، فرهنگ واژگان شیمى و مهندسى شیمى، شیمى آلى عملى (فنون آزمایشگاهى و روشهاى سنتز و شناسایى).مقالاتتعداد مقالات بزبان فارسى: 20، تعداد مقالات بزبان خارجى: 32زمینه علمى مقالات:تهیه انواع غشاءهاى RO/UF، تهیه غشاءهاى مقاوم در گرما جهت مسافرتهاى فضایى، كاربرد غشاءها در شیرین كردن آب، تهیه و كاربرد پلیمرها در بهره‏گیرى از انرژى خورشید، تهیه دستگاه خودكار و قابل نصب در بدن جهت دارورسانى، تهیه ریزدانه‏هاى ایمنى، مطالعه پلیمرهاى افزودنى به سوخت هواپیما به منظور جلوگیرى از انفجار در سوانح هوائى، جلوگیرى از صدمات وارده به غشاءهاى آب شیرین‏كن، تصفیه پساب‏ها، الگوهاى ریاضى عملكرد غشاءها و تهیه زیست یابها و الگوى ریاضى عملكرد آنها.فعالیت های ایشان به روایت غیر ایرانی ها:   Curriculum Vitae Mohammad N. Sarbolouki
Professor, Biophysics PhD in Macromolecular Physical Chemistry, 1972 Polytechnic University of New York, USA Post doc. Michigan State University, 1975-1976 Tel: 0098-21-6649-1267  Email:  sarbol@ibb.ut.ac.ir    Born: Nov., 1944, Kashan, IRAN Current Employer: Tehran University, Institute of Biochemistry & Biophysics Rank:  Professor, Biophysics  Former Employers:  Jet Propulsion Lab, NASA, California Institute of Technology,                                       Pasadena, Calif. USA (1977-1981)                                       Water Services of America Milwaukee WI, USA (1972-1976)   Education:                B.Sc. (Chemistry)-Tehran University (1966)                Ph.D.: (Polymer Physical Chemistry.) Polytechnic University of New York,                (Formerly Polytech.Inst. of Brooklyn), USA (1972)                Post.Doc.: (Biophysics) Michigan State University. East Lansing, USA (1975-1976)   MSc theses supervised: 20   PhD theses supervised:                 Completed: 7                 Currently: 5   Experience and Research Interests: Peptide/Protein Separation/Purification; Gene Porters and Adjuvant;, Lipid Bilayer Membranes; Liposomes; Immunomagnetic liposomes; Polymersomes; Biodegradable/Absorbable Polymers; Tissue Engineering; Transdermal Drug Deivery; Controlled Drug Delivery; Polymeric  Immunolatices, Microspheres, Nanospheres (magnetic/fluorescent), Ion Exchange Resins and Ferro fluids; Theories of Membrane Transport and Electrophoresis; RO/UF and Ion Exchange Membranes; Large Scale Production of: Hollow Fibers; Bioremidiation .   Honors/Achievements: ● 6 Patents ● 4 Discoveries ● 7 Certificates of Recognition for Innovation from NASA (National Aeronautics and     Space Administration), 1975-81  ● International Science Citations: 260  ● US Patent Citations: 12  ● Design, construction and operation of a production line for Hollow Fiber Membranes        [Water Services of America, (1972-75)], USA.  ● Design, construction and operation of a production line for fabrication of Hollow Fiber     Membrane Modules, [Water Services of America, (1972-75)], USA.  ● Certified AIChE Engineer, State of California, USA (1975-81).  ● Fabrication of Dryable RO/UF Membranes, undisclosed.  ● Introduced in: Who is Who in the World, (1997)  ● Certificate of Innovation for “Reversible Freeze/Thaw Gels (Dry Ice)”, from:        Scientific and Industrial Research Organization of Iran, (1999).  ● Certificate of Production for 3 "Transdermal Drug Delivery Formulations", Ministry of         Health and Medical Education, (1999).  ● Winner of the National Biotechnology Award, (2000)  ● Distinguished Guest Professor Award (Tarbiat Modarres University), 2001  ● Invited Speaker, at the NAMBB Conferences and Bird C GmbH, Wien, Austria, 2001-       2003   Editorships in International Journals:     1. Chief Editor: Iran. J. Chem. & Chem. Eng., 1988-Present.     2. Regional Editor: Molecules (an E. Journal), 1997-Present     3. Amir Kabir, Official Journal of Amir Kabir Uni. Technol.         Member of Editorial Board: (1990-Present).     4. Daru, (Pharmaceutical Journal of Tehran University), Member of Editorial Board          2003-Present.   Refereeing the International Scientific Periodicals:     1. J. Appl. Polym.Sci.                 1972-81                               2. J. Polym.Sci.                           1972-81     3. Advisory Board- Chem. Eng. (McGraw Hill) 1972-75.     4. J.Theoret.Biol.                        1978     5. A.I.Ch.E.J.                              1977-81     6. Iran.J. Sci. Tech.                     1981-present     7. Iran. J. Chem. Chem. Eng.      1981-present     8. J. Sci. IRI.                               1984-present      9. Iran.Polym. J.                          1987-present    10. Molecules                               1997-present           11. Polymer International            2004-present    12. J. Physics and Chemistry of Solids     2005    13. J. Chem. Eng. Data                             2005    14. Comparative Biochemistry and Physiology      2005    15. Drug Development and Industrial Pharmacy    2005   Memberships:    1. Am. Chem. Soc. (1972-).    2. Am. Inst. Chem. Eng. (Certified Engineer 1975-)     3. New York Acad. Sci. 1975-)    4. Biophys. Soc.(1976)                                                                                                         5. Sigma Xi.(1977)    6. Iran. Acad. Sci. (1992-present)     7. Nat. Res. Council of Iran (1992)    8. Iran. Acad. Literature (2003- present)    9. Nat. Chem. Olympiad Educators (1992)  10. Biotech Committee HighTech Ctr., Ministry of Industries and Mines  11. Founding member of the Iranian Chemical Society  12. Founder and the first President of Azad University of Kashan  13. Founding member of the Iranian Nanotech. Society  14. Founding member of the Iranian Proteomics society   Scientific Publications:   ● More than 60 papers in International Journals (on a separate list)   ● 41 Papers in Iranian Journals in Persian language (on a separate list)   ● 7 Books in Persian language (on a separate list)   ● 2 Review articles   ● 2 Book reviews   ●International Citations: 255 (ISI cited authors)  ●US Patent Citations: 12 (USPTO)               Mohammad N. Sarbolouki                                                    Book Reviews:        1." Advanced Materials in Membrane Separations", I.Pinnau , B .D. Freeman Eds., ACS Symp.ser. 876(2004), in:  Polymer International, 54, 614 (2005).       2. “Reverse Osmosis and Synthetic Membranes”; by S. Sourirajan, Reviewed in: J. Polym. Sci. Pt. C, Polym. Letters, 15, 620 (1977).                                                                                               Review Articles:       1.   “Chemicals from Biomass”; J. Solor. Energy, 25, 203-18 (1980).        2. “Applications of Polymers in Medicine and Pharmacology ( see Persian  publications)           Publications   1.    "Aerobic Decolorization and Detoxification of a Disperse Dye in Terxtile Effluent by a  New Isolate of Bacillus sp."; Biotechn. Bioeng. In press, (2006).   2. "Structural and Functional Characterization of a Mutant of Pseudocerastes persicus       Natriuretic Peptide"; Protein and Peptide Lett., in Press (2006).   3. "Apoptosis Induction in Human Lymphoma and Leukemia Cell Lines by Transfection via Dendrosomes Carrying Wild-Type p53 cDNA"; Biotechnol. Lett. 28, 61-66 (2006).   4. "The Influence of Lipid Composition and ß-Carotene on Lipid Peroxidation in      Liposomes"; Daru, 13, (2005).   5. "OD1, the First Toxin Isolated from the Venom of Scorpion Odonthobthus doriae       Active on Voltage Gated Na+ Channels"; FEBS Lett. 579, 4181-86 (2005).   6. “Decolorization of Methyl Orange (as a Model Azo Dye)”; Iran J. Chem. Chem. Eng.      24, 41-46 (2005).                                                                                                                      7. .     8.   "CpG Motif as an Adjuvant in Immunization of a Recombinant Plasmid Encoding Hepatitis C Virus Core Protein"; Iran J. Biotechn.3 (1) 64-67 (2005).   "Solution Structure of Long Neurotoxin NTX-1 from the Venom of Naja naja Oxiana by 2D-NMR spectroscopy"; Eur. J. Biochem. 271, 4950-4957 (2004).   “Determination of Migrant/Pore Size via Gel Electrophoresis Using the Slit          Sieve Model”; Electrophoresis 25, 2907-2911 (2004).   9. “Functional and Structural Characterization of a Novel Member of the     Natriuretic Family of peptides from the Venom of Pseudocerastes persicus” FEBS Letters 557, 104 - 8 (2004).     10. “Synthesis and Characterization of Biodegradable Copolyners of Poly(propylene fumarate-co-sebacate)-co- PEG and Poly(ethylene fumarate-..” ; J. Appl. Polym Sci.59(1), 295-300 (2004).   11. “The State of Science in the Islamic Republic of Iran”; Scientometrics; 61, 79 –              88 (2004).   12. “Electroresponsive Gels”; Iran. J. Chem. Chem. Eng. 23,13 - 24 (2004).   13. “Biodegradable Micelle/Polymersomes From Fumaric/Sebacic Acids and PEG”; Biomaterials, 24 1175-82 (2003).   14. ”Synthesis and Characterization of Biodegradable Block Copolymers of     Poly (propylene fumarate-co- sabacate)-co-PEG and ..”, J. Appl. Polm. Sci.         (2003). 15.  “Perfomance of 2-Amino Tetraphenyl Porphyrin as Stationary Phase in RP-HPLC of Amino Acids in Presence of Zn2+”, Chromatographia, 56, 505-8 (2002).     16. “In-vitro Release of Diclofenac Diethylammonium From Lipid-Based Formulations”; Internl. J. Pharm., 241, 185-90 (2002).     17.  “Preparation of Biodegradable Poly [(Dimethyl Dichlorosilane)- Alt- (Fumaric Acid/Sebacic Acid)]-Co-PEG Block Copolymer”; Polymer., 43, 6363-68 (2002).     18. “Synthesis & Characterization of ABA Triblock & Novel Multiblock   Copolymers From Ethylene Glycol, L-lactide, and E-Caprolactone”; J. Appl. Polym. Sci., 83, 2072-81 (2002).                                                                             19. “Perfomance of 2-Amino Tetraphenyl Porphyrin as Statinary Phase in RP-HPLC of Amino Acids”; Iran J. Chem. Chem. Eng., 21, 1-5 (2002).   20. “A Simple Method for Preparation of Magnetic Immunoliposomes”; Internl. J. Pharm., 215, 45-50 (2001).   21. “Quantitiative Study of Seed Storage Proteins in Wheat Using Electrophoresis”; Physiol. Mol. Biol. Plants., 7, 61-66 (2001).     22. “Synthesis and In-vitro Hydrolytic Degradation of Polyglycolide and Its l-Lactide Copolymers”; Iran J. Polym., 10, (2001).     23. “Dendrosomes: A Novel Family of Vehicles for Transfection and Therapy”; J. Chem. Tech. Biotech., 75, 919-22 (2000).   24. “Mixed Micelle Proliposomes for Preparation of Liposomes Containing Amphotericin B, In-vitro and Ex-vivo Studies”; PDA J. Pharm. Sci. Tech., 54, 240-46 (2000).   25. “A Novel Human Tocopherol-associated Protein-Cloning, In-vitro, Expression and Characterization”;J. Biol. Chem., 33, 25672-80 (2000).   26. “Mass Preparation and Characterization of Alginate Microspheres”; Process Biochem., 35, 885-888 (2000).   27. “Synthesis and Characterization of Novel Triblock Copolymers From L-lactide, Glycolide and PPG”; J. Appl. Polym. Sci., 74, 2004-9 (1999).   28. “Synthesis and Characterization of Novel Triblock Copolymers From L-lactide, Glycolide and PPG”; J. Appl. Polym. Sci., 73, (1999).   29. “In-vitro Degradation of Lactide-Glycolide Copolymers: PLA35GA30”; J. Appl. Polym. Sci., 69, 627-32 (1998).   30. “Storage Stability of Stabilized MLV and REV Liposomes Containing Methotrexate”; PDA J. Pharm. Sci. Tech., 52(1), 23-7 (1998).   31. “Synthesis and Thermal Behavior of Triblock Copolymers From L-lactide and Ethylene Glycol With Long Center PEG Block”; J. Appl. Polym. Sci., 68, 1949-54 (1998).   32. “Enhancing Enzymatic Hydrolysis of Cellulose by Ultrasonic Pretreatment”; Iran. J. Chem. Chem. Eng., 17(1), 8-13 (1998).   33. “Probing the Cure and Postcure Reactons in Polyurethanes by FTIR and GPC”; Iran. J. Chem. Chem. Eng., 15(2), (1996).   34. “Separation and Indirect Detection of Amino-acids by Reversed Phase ion-pair Chromatography”; J. Chrom. Sci., 31, 480-88 (1993).   35. “A Physico-mathematical Model for Bisubstrate Enzyme Electrodes”; Iran J. Chem. Chem. Eng., 11(1), 45-52 (1992).   36. “A Biosensor for Organophosphorous Compounds”; Iran. J. Chem. Chem. Eng., 10(2), 78-84 (1991).   37. “Preparation and Application of Fluorescent PGL Immuno-microspheres”; J. Sci. I.R.I.; 2, 87-92 (1990).   38. “Effect of Osmotic Dehydration on RO Membranes”; Iran J. Chem. Chem. Eng., 9A, 49-54 (1987).   39. “Photochemical Behavior in Copolymers of (2-hydroxy-5-vinyl phenyl) 2-N-Benzatriazole-MMA”; J. Macromol. Sci., A23, 1179-93 (1986).   40. “Properties of Asymmetric Polyimide Membranes”; J. Appl. Polym. Sci., 29, 743-54 (1984).   41. “Self Cleaning Membrane Module”; NASA Tech Briefs, 8, 103-5 (1983).   42. “Solar Cell Encanpsulation by One Step Lamination”; NASA Tech Briefs, 7, 84-6 (1982).   43. “A General Diagram for Estimating Pore Size of RO and UF Membranes”; Separ. Sci. Technol., 17, 381-86 (1982).   44. “High Tempareture Ultrfiltration Membranes”; NASA Tech Briefs, 4, 123-4 (1982).   45. “Influence of Liquid Water and Water Vapor on Antimisting Kerosene”; JPL Rept. #82-80, 1-79 (1981).   46. “Cost-Effective Polymer Applications in Solar Energy Development”; Modern            Plastics, 71-79, Jan. (1981).     47. “Recycling of Paper Pulp Waste Liquor”; NASA Tech Briefs; 450-1 Wint.    (1980).   48. “Polyfluorocarbons and Other Weatherable Polymers as Encapsulants”; Proc.       PACTEC-SPE; 4, 217-20 (1979).   49. “Implantable Drug Infusion Pump”; NASA-JPL Rept. #900-920, 1-65 (1979).   50. “Thin Films as Photocell Substitute”; Ind. Res. Dev. 68-9, June (1979).   51. “Ultrathin Film as Photomechanical Transducer”; J. Polym. Sci., Pt C, Polymer Letters; 17, 629-32 (1979).   52. “Solar Sail Materials”; NASA-JPL Rept., NASA-80, 25-35 (1978).   53. “Ultrathin Film as Photomechanical Transducer”; NASA Tech Briefs, 52-3. Wint. (1978).   54. “Bioconversion Report”; Jet Propulsion Lab, JPL Rept. # 79-1, 1-15 (1978).   55. “Anti-Static Additive for Polyimide Films”; NASA Tech Briefs, 227, Sum. (1975).   56. “Pore Flow Models and Their Applicability”; Ion Exch. Memb. 2, 117-26 (1975).   57. “Preparation of Skinned Membranes Without Evaporation Step”; J. Polym. Sci. Pt.C; Polymer Letters; 11, 753-6 (1973).   58. “Syphon and Potential Energy Diagram”; J. Chem. Edu. 50, 245 (1973).   59. “Probing the State of Absorbed Water by Diffusion”; J. Appl. Polym. Sci., 17, 2407-14 (1973).   60. “Pore Flow Models for Reverse Osmosis”; Desalination. 12, 342-56 (1973).       Patents:   1.      “A Spiral Wound Hollow Fiber Separatory Bundle”; Assigned to Water Services of America, Inc, Milwaukee, USA, (1975).   2.      “Electro-Osmotic Infusion Pump”; NASA-Pat. File # 14847, 15 (1979).   3.      “Photomechanical Transducers”; US Pat. # 4, 252, 440 (1981).   4.      “Asymmetric Polyimide Separation Membranes”; NASA-Pat. File # 259, 213 (1982).                     5. "Fabrication of Dryable RO/UF Membranes", undisclosed.   6.      “A Novel Bifuntional Peptide from the Venom of Pseudocerates Persicus (Persian Falsehorn Viper)”, filed, U.S. Patent Office (2002).   7.      “Novel Biochemical Deterrents Against Termites and Wood-digesting Insects”, filed, U.S. Patent  Office (2002).      Discoveries:   1.      " Fabrication of Dryable RO/UF Membranes", undisclosed.   2.      "Pseudocerastes persicus Natriuretic Peptide (PNP) a New peptide from Iranian False Horn Viper; registerd at Swiss Prot at EBI; Accession # P82972 (2000).   3.      The Gene forVitamin E binding Protein-Human protein O76054-SEC14-like protein 2; GeneName: SEC14L2 OR KIAA1186; Registered at Europ. Mol. Biol. Lab Bioinformaitic EMBL Harverster, (2002).   4.      Bacillus sp, a New Dye Degrading Bacteria, registered at EMBL Nucleotide Sequence Data; Accession # AJ515146,(2003).     Articles Sent For Publication/Under Preparation:     1. “Apoptosis Induction in Human lymphoma and Leukemia Cell Lines via Lipofectin         and Dendrosomes Carrying the Wild –type p53 cDNA” sent to Leukemia |Research.       2. “Rapid Decolorization and Bioremediation of a Disperse Dye in Textile Effluents           by a New Isolate of Bacillus Sp” .      3. “A New Mechanism Proposed for the Role of Beta Carotene in Prevention of            Oxidation and Lipid Aging”; sent to Daru.      4. “Dendrosomes A New Family of Gene Porters-II”.      5. “ Design, Expression of a Novel Natriuretic Peptide and Investigation of its       Molecular Structure by NMR” to be sent to FEBS Letters    فهرست مقالات فارسی ( محمدنبی سربلوکی )   مقاله مروری: " پليمرها در پزشكي و درمان" ، مقاله مروري ، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران ، سال 22 ،                 شماره 1 ، 1382.   ديگر مقالات: 1 – "اثر بيان اگزوژنوس ژن TP53 حمل شده توسط دندروزوم در سلول هاي لنفوماي T و لوكمياي          انساني" ، مجله پزشكي ياخته ، شماره 6 صفحه 206تا 211 زمستان 2005 (1384 ).    2 - "ساختار معرفتي علم ايران"- مصاحبه- روزنامه ايران ، شماره 3284 ، 25 مهر ماه 1384 3– " جزيره توليد علم " روزنامه همشهری ، سال12، صفحه 9 ، 3 تير ماه 1383. 4- " ساختار معرفتي علم در ايران در سال 2001" ، نامه علوم اجتماعي ، شماره 21 ، مهر 1382. 5–  " علم عقيم "، روزنامه همشهری، سال 12، صفحه 7، 25 ديماه 1382. 6– " از همسايه چه خبر" ، 3‌ ، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران ، سال 21 ، 1381.                                                                                                                                        7– "از همسايه چه خبر" ، 2‌ ، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران ، سال 20 ، 1380. 8- "از همسايه چه خبر" ، 1 ، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران ، سال 19 ، شماره 1 ، 1379. 9– " دانشوران شيمي ايران در صحنه جهاني "، روزنامه همشهري ، 12 ديماه 1380. 10– "سهم ما در توليد علم "، روزنامه همشهري ، 11/10/1380. 11 – " فرار و قرار مغزها" ، روزنامه ايران ، 29 مرداد1380. 12 – " سنتز پلي (DL – لاكتيد – كو – DL – 3و6 – ديمتيل مورفولين – 2 و 5 دي اُن )" ، مجله         علوم و تكنولوژي پليمر ،‌ 4 ، شماره 3  ، (1380) ، صفحه 171. 13 – "بررسي شرايط تهيه ليپوزم هاي دارويي (نيستائين – آمفوتريسين B )" ، حكيم ، (وزارت         بهداشت ) 2 ، شماره 1 ، (1378) ،  صفحه27. 14 –"بررسي شرايط تهيه ليپوزوم هاي دارويي (هيستامين – آمفوتريسينB)"، حكيم (وزارت               بهداشت) 2، شماره 1، (1378)، صفحه 27. 15 – "شناسايي و سنجش كربوهيدراتهاي موجود در صمغ «وشا»"، نشريه شيمي و مهندسي شيمي           ايران ، زير چاپ 1378 .                                                                                                                            16 –"شناسائي و طبقه بندي گندم هاي ايران با استفاده از الكتروفورز گليادين"، مجله علوم كشاورزي        ايران، جلد 28، شماره 4، سال 1376، صفحه 109 . 17 – "طبقه بندي گندم هاي ايران با استفاده از الكتروفورز پروتئين ها (SDS-PAGE) ليزر اسكانر.        دانسيومتري (LSD) و تجزيه خوشه اي"، مجله علوم كشاورزي ايران، جلد 28، سال 1376،        صفحه 98 . 18 – "تعيين غلظت هيدروكسيل در پلي پروپيلن گليكول با طيف سنجي FTIR"، فصلنامه تحقيق.         (پژوهشگاه صنعت نفت) – شماره 17، تابستان 1374، صفحه 27.                                                                                               19 –"تهيه اسفنج سخت پلي وينيل كلريد با روش روزن راني - بررسي آثار متغير هاي فرآورش"،       علوم و تكنولوژي پليمر، سال هشتم، شماره 4، صفحه 257.9  18 –"شرحي كوتاه از تاريخ 20- "پيدايش و تكامل دانش پليمر"، رشد آموزش شيمي، سال دهم، صفحه         36 ، بهار 1374. 21– "به سوي آينده اي كه ادامه امروز نباشد"، مصاحبه مندرج در روزنامه همشهري، سال دوم         شماره 653 و564 آذرماه (1373)، صفحه 11. 22– "فرهنگ پژوهش"، مصاحبه مندرج در روزنامه همشهري، سال اول، شماره 84، 22 فروردين        1372  ، صفحه11. 23 – "الگوي فيزيكو رياضي عملكرد الكترودهاي غشائي متكي بر آنزيمهاي دو سوبسترائي"، نشريه         شيمي و مهندسي شيمي ايران، سال يازدهم، شماره 1، سال 1371، صفحه 44. 24 – "زيست ياب مخصوص گازهاي آلي فسفره"، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران، سال دهم،             شماره 2، سال1370 ، صفحه 7. 25 – "تهيه و بررسی زی حسگر جهت مصارف آزمايشگاهی و پدافندی"، مجله شيمی، سال4، شماره        1 ( 1370)، صفحه43. 26 – "خوابی که تعبير شد"(ترجمه)، مجله شيمی، شماره 3 (1368). 27 –"تهيه ريز دانه های پليمری فلورسانت و کاربرد آنها در تثبيت آنتی باديها جهت هدف گيری        سلول ها"، مجله علوم دانشگاه تهران، جلد 16، شماره های 1 و 2، صفحه 35 – 29. 28 –"آنتروپی، بی نظمی در مفهوم"، نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران، شماره 11 مهر ماه        (1367)، صفحه 28. 29 –"ايمونولوژی و شگفتی جديد"، اطلاعات علمی ، مهر ماه (1367)، صفحه 25. 30–"تهيه و کاربرد لاتکس ها"، نشريه حيات، شماره2 (1366)، صفحه 25. 31– "د هيدراته شدن غشاءهای اسمز معکوس و اثرات آن بر خصوصيات آب شيرين کردن آنها"،         نشريه شيمي و مهندسي شيمي ايران، شماره 9 –الف، صفحه 23 (1366). 32 –"غشاهای ليپيدی مصنوعی – اهميت و کاربرد آنها در زيست شناسی و پزشکی"، رشد آموزش        زيست شناسی، بهار(1366)، صفحه32. 33 –"اهميت پژوهش در صنعت"، سمينار سازمان صنايع ملی در دانشگاه صنعتی شريف، آبان ماه          (1365)، صفحه 98. 34 – "مختصری در تاريخ توسعه علم و صنعت پليمر"، نخستين کنگره علوم و تکنولوژی پليمر،       دانشگاه صنعتی اميرکبير، خرداد (1365)، صفحه212 . 35 – "سربازان بی سلاح خلبانان بی هواپيما، ملوانان بی دريا"، اطلاعات علمی ، شماره 23، 10        شهريور(1365)، صفحه 3. 36 – "داستان اختراع نخستين ماده پلاستيکی جهان از زبان مخترع آن"، اطلاعات علمی، شماره 21،          مرداد (1365)، صفحه 12. 37 –"صنايع شيميايی و رسالت شيميدان ها و مهندسين شيمی"، اطلاعات علمی، شماره 11، اسفند             ماه (1364)، صفحه 18.   38 – "کلامی درباره شيمی کاربردی"، نشريه شيمی و مهندسي شيمی ايران، شماره 5، ارديبهشت         (1364). 39- "نگاهی کوتاه به نشريات شيمی و مهندسي شيمی"، اطلاعات علمی، شماره 1 آبانماه (1364)،       صفحه 14. 40-  "گزارش طرح تهيه رزين های معاوض يون"، مجله دانشگاه انقلاب، تير ماه (1362)، صفحه         43. 41– "علم و جنگ" دردو شماره، مجله دانشگاه انقلاب، مهر و آبان (1361) صفحات 42 به بعد.          كتاب ها :          1 - مباني مكانيك سيالات كاربردي – ترجمه – چاپ چهارم – انتشارات علوي – 1381.          2 - حيات چيست پنجاه سال ديگر – ترجمه – نشر مركز – 1380.  3 - حيات چيست ؟ - ترجمه – نشر مركز – 1380.          4 - پزشكي مولكولي – ترجمه – انتشارات دادخواه – 1378 .  5  - رياضيات شيمي – ترجمه – انتشارات دادخواه – 1378. 6 - شيمي آلي عملي جلد2 - تصحيح و تكميل كتاب دكتر شيخ – انتشارات ماجد – 1375. 7 - شيمي آلي عملي جلد 1 – تآليف – انتشارات ماجد – 1376.

تاريخ : شنبه سوم فروردین 1392 | 13:39 | نویسنده : وحید |